ضرورت داشتن وكیل مدافع
اصل سی و پنجم قانون اساسی صراحتا اعلام میدارد، «در همه دادگاهها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.»
در ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری در دادگاههای عمومی و انقلاب نیز در جهت حفظ حقوق متهمین آمده است، «متهم میتواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد. وکیل متهم میتواند بدون مداخله در امر تحقیق پس از خاتمه تحقیقات مطالبی را که برای کشف حقیقت و دفاع از متهم یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام نماید. اظهارات وکیل در صورتجلسه منعکس میشود.»
بنابراین اصل بر آن است که متهم میتواند در مرحله تحقیقات دادسرا اعم از بازپرسی و دادیاری و حتی در نیروی انتظامی به همراه وکیل حاضر شود. در تبصره همین ماده نیز آمده است: «در مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد یا حضور غیرمتهم به تشخیص قاضی موجب فساد گردد و همچنین در خصوص جرایم علیه امنیت کشور حضور وکیل در مرحله تحقیق با اجازه دادگاه خواهد بود.» صرفنظر از فلسفه و چرایی تصویب این تبصره ملاحظه میشود، قاضی مخیر است در مرحله تحقیق و بازپرسی بالاترین و حساسترین جرایم نیز اجازه حضور وکیل را بدهد تا در حضور وکیل مدافع، متهم نیز بتواند از حقوق خود دفاع کند.
آماری دقیق از اینکه در ۱۶ میلیون پرونده در جریان رسیدگی در دستگاه قضایی چه تعداد از وکلای دادگستری و در کدامین نوع از پروندهها اعم از کیفری و حقوقی دخالت دارند، در دسترس نیست اما قانون، حضور وکیل مدافع در جریان دادرسی را به رسمیت شناخته است و در قانون آمده است: «وکیل در موضع دفاع، از احترام و تامینات شاغلین شغل قضا برخوردار است.»
بدیهی است از دیدگاه حقوقی وکیل مدافع در دعاوی اصیل نیست و نتیجه رسیدگی و محکومیت و برائت و آثار حکم به او معطوف نمیشود بلکه تصمیمات متخذه در هر پرونده مستقیما در سرنوشت موکل که ممکن است حقوقی و یا کیفری باشد، مترتب گشته و تاثیرگذار است.
وکیل مدافع در چارچوب قانون، از حق دفاع میکند و طبق وظایف شغلی خود حق دارد از موکل خود دفاع کند.
وکیل در مسند قضاوت نیست بلکه رئیس دادگاه یا قاضی و قضات محکمه هستند که حق را از باطل تشخیص میدهند و حکم صادر میکنند. در چنین شرایطی خواسته و انتظار موکل از وکیل نیز باید بحق و در چارچوب قانون باشد. شأن وکیل در هر حال باید مورد احترام موکل و قضات و طرف دعوی باشد. رابطه وکیل و موکل از نظر قانون، رابطهای دوجانبه است. وکیل هر لحظه میتواند با شرایطی از وکالت موکل استعفا کند و موکل نیز هر لحظه میتواند وکیل را عزل کند. موکل باید به وکیلی مراجعه کند که بتواند با اطمینان خاطر او را در دفاع و انجام امور محوله قائم مقام خود سازد.
چه بسیار وکلای دادگستری که در راه دفاع از حقوق موکلین خود با دشواریها و ناملایمات مواجه شدهاند. حضور وکلا در دادگاهها مبین روشن کردن چراغی است برای قضاوت عادلانه قضات عدالتخواه.
در پروندههای جزایی وکیل مدافع از وقوع جرم دفاع نمیکند، از حقوق متهم دفاع میکند و در جستوجوی حق و عدالت است. از کسی دفاع میکند که در برابر ترازوی عدالت تنها ایستاده و باید پاسخگوی کیفرخواست دادستان و اتهامات وارده باشد.
برای پیشگیری از وقوع جرائم یکی از طرق کارساز آن است که مردم را با فرهنگ وکالت و مشاوره آشنا کنیم. مشاوره با وکلا میتواند از وقوع بسیاری از ناهنجاریها در جامعه جلوگیری کند. آشنا کردن مردم با قانون و حقوق آنان راهی است به سوی زندگی بهتر برای همه شهروندان. جامعهای که در آن مردم به حقوق خود آشنا نباشند و نتوانند حقوق حقه خود را به آسانی بهدست آورند، ناگزیر از طرق غیرقانونی ـ به زعم خود ـ به دنبال احقاق حق و زندگی بهتر میروند. در کلام ساده فراموش نباید کرد وقتی شکم گرسنه باشد، مجرم شدن نیز آسان است!
برگرفته از روزنامه تهران امروز - شماره ۸۱۰ - صفحه ۱۹
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 10:41  توسط آیت سنجر(وکیل پایه یک دادگستری)
|